تبلیغات
♥ آسمان دلم ...کمی تا قسمتی ابریست ! ♥ - شــــهیــد گــمــنــام ...
♥ آسمان دلم ...کمی تا قسمتی ابریست ! ♥
.... دل های ابری ، صاف و عاشقند ... حتی در پاییز !
پنجشنبه 31 مرداد 1392 :: نویسنده : M♥A♥R♥Y♥A♥M

امــروز حــال دیــگری داشــتی مـــادر ...

از ســر ذوق فــریــاد میزدی " یوســفـــم پــیــدا شــده " .....

انــگـار مـن بــه تــازگی زاییــده شــده بـودم و مرا محــکم در آغــوش مـهربـانت میــفشردی..

مــادرم ..امــروز همــه ی دوسـتــان و آشـنــایـانــم را خبــر کــرده بودی ..

مــن نــگاه میکردم تـــو را با تـمـام وجود .. لبــاس های نـو به تـن کرده بودید ..

چــقدر دلـم بــرای صـورت ماهـت تنــگ شــده بود ..

بـــرای دســتان پینــه بســـته ات ..

مـــادر مـــن هنـــوز همـــان جــوان 15 سالــه ات هستم ...

یــادت هســت چــقــدر زود یتیــم شدم .. بــه قول خودت " مــرد " شدم ..

امـــا اینــجا پدری مهربان داشـــتم مادر ... پـــدری که هر هفته بــر مــزارم بوسه میــزد ..

برایـــم پدری کرد ....

مــادری شبیه خودت زیبا ... اما بی صدا .. زبــانی بــرای درد و دل نـداشت

امـــا مــن میــشنیدم کــه بــرای دلِ تنـــگِ تو ، و برای غریـــبــیِ مــن گریــه می کرد ...

  بــا گوشــه ی چــادرش خــاک مــزارم را گــرد گیــری مــی کرد ...

بــا اشــکانش سنــگ قبـــرم را میشــست ..

مــادرم حــالت را می فهـــمیدم...27 ســـال چشـــم انــتظاریِ تــو را شــفــاعت می کنم ...

بــه اشــکِ پــاکِ چشـــمانت قـــسم ، کــه زنــده بــودم به عشــق دیـــدار تــو ...

دعــا کــن مــادر ... بــرای تمــام مــادرانــی کــه جــگر گــوشه هایشــان بی تاب دیدار روی مادرند ...

 

" این متن رو از زبان شهیدی نوشتم که مادرش ، مزارش را بعد از 27 سال دوری و انتظار در همدان پیدا کرد ..

 

من اون لحظه ی دیدار مادر با فرزندش رو سعادت داشتم که ببینم.. این مراسم با حضور آقای احسان علیخانی بود که باعث شدن با معرفی این شهید گمنام در برنامه ی ماه عسل  ، چشم انتظاری این مادر بزرگوار به اتمام برسه و مادر یوسف خود را پیدا کنه ... "

امیدوارم ادای دینی کرده باشم با حضورم و با نوشته ام ... چرا که به تمامی این مادران و شهیدان مدیونم ...

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 30 مرداد 1396 02:24 ب.ظ
Today, I went to the beachfront with my kids. I found a sea
shell and gave it to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She put the shell to her ear
and screamed. There was a hermit crab inside and it pinched her ear.
She never wants to go back! LoL I know this is entirely off
topic but I had to tell someone!
دوشنبه 12 تیر 1396 07:39 ب.ظ
We're a bunch of volunteers and opening a new scheme in our community.

Your site offered us with helpful information to work
on. You've performed an impressive process and our entire group will probably be grateful to you.
چهارشنبه 7 تیر 1396 06:46 ب.ظ
Glad to be one of several visitors on this amazing site :D.
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 12:14 ق.ظ
Good day very nice web site!! Man .. Beautiful ..

Wonderful .. I will bookmark your site and take
the feeds additionally? I'm happy to search out numerous
helpful information right here in the put up, we
need work out extra techniques on this regard, thank you
for sharing. . . . . .
جمعه 18 فروردین 1396 10:08 ب.ظ
My relatives every time say that I am wasting my time here at web, but I know
I am getting familiarity every day by reading thes nice posts.
سه شنبه 15 فروردین 1396 09:46 ب.ظ
Thank you for the auspicious writeup. It actually used to be a enjoyment account it.

Glance complex to more added agreeable from you! By the way,
how could we communicate?
دوشنبه 14 فروردین 1396 06:06 ق.ظ
I do accept as true with all of the concepts you
have presented on your post. They're very convincing and can definitely work.
Still, the posts are too brief for novices. Could you please lengthen them a bit from next
time? Thanks for the post.
یکشنبه 13 فروردین 1396 10:22 ق.ظ
Thank you for the auspicious writeup. It in fact was
a amusement account it. Look advanced to far added agreeable from
you! By the way, how could we communicate?
یکشنبه 24 شهریور 1392 11:55 ق.ظ
سلام عزیزم نوشته هات بسیار بسیار زیبا هستند
M♥A♥R♥Y♥A♥M سلام دوست خوبم ممنون بخاطر حضورت
پنجشنبه 21 شهریور 1392 11:37 ق.ظ
سلام خانومی وبت عالیه باافتخار لینک شدی. ... در سمت چپ وبلاگ قسمت صفحات جانبی لینک دوستان
راستی تو خبرنامه وب هم عضو شو تاآخرین مطالب وبم بهت ارسال شه
جمعه 8 شهریور 1392 06:43 ب.ظ
Like
چهارشنبه 6 شهریور 1392 11:48 ب.ظ
خواهش میکنم عزیزم
راستی بااجازه لینکت کردم
بابت آشنایی با دوست خوبی چون شما خدارو شاکرم...
راستی ارشد کدوم رشته میخای بخونی؟
موفق باشی خانمی
چهارشنبه 6 شهریور 1392 06:48 ب.ظ
سلام مریم خانم
مرسی بابت حضورتون
مطالب وبتون زیبان
راستی جواب کامنتتون رو میتونید تو وبم بخونید
در زمینه ارشد کمکی از دستم بربیاد دریغ نمیکنم
موفق باشید
M♥A♥R♥Y♥A♥M سلام دوست خوبم .ممنون از حضورت مریم جان
چهارشنبه 6 شهریور 1392 10:33 ق.ظ
عالی بود...
M♥A♥R♥Y♥A♥M ممنون از حضورتون
سه شنبه 5 شهریور 1392 04:51 ب.ظ
سلام عزیزم...
ممنون از حضورت...
این پستت واقعا زیبا بود...
کار قشنگی انجام دادی...
ممنون...
M♥A♥R♥Y♥A♥M ممنون فاطمه عزیز.. و ممنون از حضور شما
دوشنبه 4 شهریور 1392 11:19 ب.ظ
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه بر داریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است ...
4 شهریور سالروز درگذشت مهدی اخوان ثالث بود ! روحش شاد ...
درود بر شما بانوی شعر و ادب
M♥A♥R♥Y♥A♥M روحش شاد آن دریا دلِ دانا ... و ممنون از یادآوری ..
درود بر شما
شنبه 2 شهریور 1392 08:13 ب.ظ
سلام
فوق العاده بود
M♥A♥R♥Y♥A♥M مرسی برای حضورت عزیزم
شنبه 2 شهریور 1392 06:47 ق.ظ
نازنینم متن پر از احساست رو خوندم از شهیدان بزرگتر مادرانشونن ک با افتخار داغ عزیزانشون را تحمل کردن سپاس
M♥A♥R♥Y♥A♥M ممنون از حضورت رهاجان
جمعه 1 شهریور 1392 01:37 ب.ظ
سلام مریم جان
خدا رو شکر ...خیلی خوشحال شدم
خداوند این شهید بزرگوار و مادرشون رو چقدر دوست داشته که بعد از 27 سال دوری، این چشم انتظاری رو به پایان رسونده، خیلی خوشحالم از اینکه این مادر صبور و مهربون قبل از فوتش شهید گمنامش رو پیدا کرد.
M♥A♥R♥Y♥A♥M دقیقا همینطوره بهاره جان ..
ممنون از حضورت
جمعه 1 شهریور 1392 10:03 ق.ظ
درود بر شما
من خبر نداشتم که خونواده اون شهید پیدا شدن ، خیلی خوشحال شدم ، خیلی زیاد ...
خیلی قشنگه که بعد 27 سال مسافرت برگرده از سفر ، خدا به همه کسانی که کمک کردن در این بازگشت توفیق بده ، دست شما درد نکنه بابت مطلب عالیتون
M♥A♥R♥Y♥A♥M درود بر شما ...
بله واقعا همگی خوشحال شدن ..و به گفته ی شما خوش به حال همه ی اونایی که چشم انتظاری یه مادر رو تموم کردن ..
ممنون از حضور شما ..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


حرف های ناگفته ی من... همان حرف هایی که در دلم سنگینی می کند .راحت تر از اینجا جایی سراغ ندارم . پس همراهم باش تا جایی که دوست داشتی .تا هر وقت که دلت خواست بمان...

مدیر وبلاگ : M♥A♥R♥Y♥A♥M
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :